صائن الدين على بن تركه

214

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

رسمى باشد يا درويشان شما را هم آنجا پيش منتهاى منازل سير نباشد از اوضاع مردم كه نسبت خود به شما مىكنند همين فهم مىشود كه انخلاع از تكاليف شرعى شعار خود كرده ، به هركس صحبتهاى مشوش « 1 » مىدارند و هرگونه سخن مىگويند ، حقا كه او در مقام قصور و انصاف درآمد كه ضبط مردم كردن در اين روزگار به غايت مشكل افتاده است و استعدادها قاصر و مردم ميل به اباحت بسيار كرده‌اند . گفتم هرگاه كه چنين است شما را نشايد كه همه كس به خود راه دهيد ، جمعى كه همت ترقى داشته باشند و قوت آنكه از فرق بعد الجمع كه آن است موطن كمال بزرگان ، بهره‌مند تواند بود ، راه دهيد و باقى را دور كنيد كه فساد بسيار از اين وضع پيدا شود - نعوذ باللّه - چه اين مقام جمع اقتضاى آن مىكند كه هر عينى و صفتى و فعلى به جاى خويش بشناسد : خوب به وجه خوبى و زشت از روى زشتى و به همان دستور كه شناخته باشد به مرتبهء هريك قيام نموده ، به خوب متلبس شوند و از غير او اجتناب نمايند به وجهى كه انبياى عظام بدان مبعوث گشته پيغمبر ما - صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين - آن را تمام انجام فرموده . الحق شنيد « 2 » اين سخنان را به سمع تلقى و جمعى را دور كرد و آنچه در باب خاتم الولايه نيز فهم كرده بودند با ايشان بحث كرد و روشن گردانيد كه صورتى كه ايشان در اين باب نقش بسته‌اند غير آن است كه بزرگان نشان داده‌اند و از مطاوى قرآن و حديث بيرون آورده و هنوز تا آن زمان خيلى مانده . و غير اين دو كس ، به بسى مشايخ رسيد و اين معنى با ايشان تمام كرد . از آن جمله قبل از آنكه به سفر رود به سر دفتر فساد و آشوب كه اين فتنه در جهان از راهگذر مردم او پيدا شد « 3 » رسيد در اصفهان و توجيه سخنان

--> ( 1 ) - م 2 : مىدارد . ( 2 ) - دم : الحق شنيدن اين سخنان . ( 3 ) - دم : پيدا شده .